کوچه بند کردن. [ چ َ / چ ِ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سد و بند کردن سر کوچه ها. ( فرهنگ فارسی معین ): شهر را کوچه بند کرده به محارست مشغول شدند. ( عالم آرا از فرهنگ فارسی معین ). || نشان کردن و علامت گذاردن حد کوچه ها. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - سد و بند کردن سر کوچه ها: شهر را کوچه بند کرد بمحارست مشغول شدند. ۲ - نشان کردن و علامت گذاردن حد کوچه ها.
جمله سازی با کوچه بند کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به نشتر کوچه بندی می کنی رگ را، نمی ترسی که هر یک قطره خونم زصد جا سر برون آرد
💡 من که راز آفرینش مو به مو دانسته ام مانده ام در کوچه بند حیرت از موی کسی
💡 به ناوکش نتوان راه ترکتازی بست ازین چه سود که شد کوچه بند، ناف غزال
💡 نیست پروا سیل بی زنهار را از کوچه بند می گشاید زور می آخر در میخانه را
💡 ز حرمان سر کویت به خاطر حسرتی دارم که داغم را چو نی در کوچه بند استخوان بینی
💡 چون هوای کوچه بند نی، درین سبز آشیان رو به هر جانب که آوردم، سر ره بسته بود