لغت نامه دهخدا
چم کور. [ چ َ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: قریه ای است از قرای بلوک دشتی فارس. ( از مرآت البلدان ج 4 ص 262 ).
چم کور. [ چ َ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: قریه ای است از قرای بلوک دشتی فارس. ( از مرآت البلدان ج 4 ص 262 ).
مولف مر آت البلدان نویسد: قریه ایست از دهستان خنج بخش مرکزی شهرستان لار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کر است و کور ز خشم تو گوش و چشم عدو تراست و تیز به مدحت زبان آتش و آب
💡 دولت بدون احصائیه یک دولت کور است که نمیداند چه کند.
💡 گر بر سر نفس خود امیری، مردی بر کور و کر ار نکته نگیری، مردی
💡 کورین (به عربی: کورین) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در ناحیه مرکزی اریحا واقع شدهاست. کورین ۵٬۴۸۸ نفر جمعیت دارد.
💡 طاووس نیمروز کند کور پی چو بوم دزدد بزیر پرده شب سر زچشم تار
💡 مگو این کفر ای بیدین کافر که هم کوری تو اینجاگاه و هم کر