فرهنگستان زبان و ادب
{gymnast} [ورزش] ورزشکاری که به چم ورزی می پردازد متـ. ژیمناست
{gymnast} [ورزش] ورزشکاری که به چم ورزی می پردازد متـ. ژیمناست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مزی ناخوش و خوش ز نابود و بود طریق وسط ورز در بخل و جود
💡 فراوان ز هر شهر و هر بوم و مرز نشاند اندرو مردم کشت ورز
💡 دانش آموز و سر از گرد جهالت بفشان راستی ورز و بکن طاعت و حیلت مطراز
💡 خلق گویندم که سودایش چه می ورزی جلال تا ابد سودای او وین جان غم پرورد من
💡 از بخل خالی است دل جود ورز تو بر روی جود خالی و در چشم بخل خار