چل پله

لغت نامه دهخدا

چل پله. [چ ِ پ ِل ْ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) چهل پله. آب انبار که چهل پله گودی آن است. آب انبار بسیار گود هر چند که دارای چهل پله نباشد. آب انبار چل پله ای. هر آب انبار پرگود اگر چه پله های آن از چهل تا بیشتر یا کمتر باشد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آب انباری که قریب چهل پله گودی آنست.

جمله سازی با چل پله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چرخش دو پله بالایی به سمت راست، زائر را به داخل حرم، که در ورودی آن نیز در سمت راست است، هدایت می‌کند.

💡 کیست هم پله شود با تو که از شرم، گهر می شود آب که در چشم ترازو گردد

💡 دنیا و دین دو پلهٔ میزان قدرتست این پله چون به خاک شد، آن پله بر هواست

💡 ربوده است آنچنان درد طلب از کف عنانم را که انجام سفر را پله آغاز می دانم

💡 در پله دیوانگی فرش است سنگ کودکان مرد ملامت نیستی فرزانه شو فرزانه شو