لغت نامه دهخدا
پهلو نگه داشتن. [ پ َ ن ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) پهلو کردن. دوری کردن:
تو ای پهلوان کامدی سوی من
نگهدار پهلو ز پهلوی من.نظامی.
پهلو نگه داشتن. [ پ َ ن ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) پهلو کردن. دوری کردن:
تو ای پهلوان کامدی سوی من
نگهدار پهلو ز پهلوی من.نظامی.
( ~. نِ گَ. تَ )(مص ل. )دوری ک ردن، احتراز کردن.
( مصدر )دوری کردناحتراز کردنپهلو کردن: تو ای پهلوان کامدی سوی من نگهدار پهلو ز پهلوی من. ( نظامی )
دوری ک ردن، احتراز کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دَمباریک ابزاری است شبیه به انبردست که نوکش بلند و باریک است و برای نگه داشتن و بریدن استفاده میشود.
💡 تو سیفی و از تست نگه داشتن دولت بر ملک نباشد به جز از سیف نگهبان
💡 مردم هند برای زنده نگه داشتن پیروزی بر شک پادشاه ستمگر تقویمشان را بر مبدأ شک نامگذاری کردند.
💡 با تو دلا ابلهیست کیسه نگه داشتن کیسه شد و جان پی کیسه ربا میرود
💡 از فسون دانی چشمان سیاهی که توراست صد «نظیری » به نگه داشتن ارزانی نیست
💡 بازیگر مردِ معتاد به الکل باید از آخرین فرصتش برای نگه داشتن شغلش استفاده کند...