پر نمکی

لغت نامه دهخدا

پرنمکی. [پ ُ ن َ م َ ] ( حامص مرکب ) ملاحت بمعنی اصلی و مجازی.

فرهنگ فارسی

۱- شوری بسیار نمک داشتن. ۲- ملاحت با نمکی.

جمله سازی با پر نمکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زخمی که نه ناسور بود رخنه مرگ است داغی که ندارد نمکی چشم حسودست

💡 سعید نمکی (زادهٔ ۲۴ خرداد ۱۳۳۷) داروساز و سیاستمدار ایرانی است که در دولت دوازدهم از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۰ سمت وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را برعهده داشت.

💡 کباب دیده دلریش ما، بر آتش غم لب تو هم نمکی تازه، بر کباب شکست

💡 نهشته‌های نمکی در گنبدهای نمکی جنوب سمنان و شرق تهران دارای لایه‌های متناوب نمک، ژیپس، رس‌های نمکی سرخ رنگ و مارن‌های سبز می‌باشند که بخش پایینی سازند قرمز بالایی را در کویر بزرگ و ایران مرکزی مشخص می‌کنند.

💡 یک روش ساده برای تثبیت برگشت‌پذیر، که شامل جذب آنزیم‌ها یا اتصال فیزیکی به یک ماده حمایتی می‌شود. جذب می‌تواند از طریق نیروهای غیر اختصاصی ضعیف، مانند واندروال، پیوندهای هیدروژنی، و برهمکنش‌های آبگریز صورت گیرد، در حالی که در پیوند یونی، آنزیم‌ها از طریق پیوندهای نمکی متصل می‌شوند.

💡 چندانک در آن لعل بدخشان نمکی است ظن می نبرد کسی که در کان نمکی است