پر شکنی

لغت نامه دهخدا

پرشکنی. [ پ ُ ش ِ ک َ ] ( حامص مرکب ) (... در موی ) پرچینی. پرشکنجی. پرآژنگی. پرنوردی. پرانجوغی.

فرهنگ فارسی

پر آژنگی پر چینی پر نوردی پرانجوغی.

جمله سازی با پر شکنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پرواز من به بال و پر توست، زینهار مشکن مرا که می شکنی بال خویش را

💡 شکوه دل شکنی های تو را بس که اسیر کرد با خویش ندانسته سخن یاد گرفت

💡 افرادی که متهم به قانون شکنی شده‌اند، گاهی قربانی چنین اقداماتی می‌شوند.

💡 فطرت آشفت که از خاک جهان مجبور خود گری خود شکنی خود نگری پیدا شد

💡 مه به برت سها بود شه به درت گدا بود گر شکنی روا بود طرف کلاه خویش را

💡 برخلاف گذشته این بار اپل سنت شکنی کرد. زیرا بجز آی دیوایس (دستگاه‌های اپل) و آی کلود، می‌توان از طریق ویندوز (دسکتاپ) هم از این سرویس استفاده کرد.

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز