لغت نامه دهخدا
پرچینی. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرچین.
پرچینی. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پرچین.
حالت و چگونگی پرچین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بودیدارما برای آموزش چینیان در اصول بودایی کتاب لَنکاوَتارَه سوترا را برگزید. نقطهٔ ثقل این کتاب اصل تأکید بر «روشنی درونی» است. گونهای «روشنی درونی» که تمامی دوگانگیها را میزداید و از تمامی تمایزها فراتر میرود.
💡 مدتی شد ساغرم را کرده دوران سرنگون در شکست کاسه چینی و فغفورم هنوز
💡 استند نیوز در دو نظرسنجی عمومی که توسط دانشگاه چینی هنگ کنگ در ۲۰۱۶ و ۲۰۱۹ انجام شد، بالاترین اعتبار را در میان رسانههای خبری آنلاین در هنگ کنگ کسب کرد.
💡 وی به عنوان دانشیار در موسسه تحقیقات اجتماعی و مرکز مطالعات چینی در دانشگاه میشیگان فعالیت دارد.
💡 شکست چینی دل بر فلک رساند ترنگ ولی چه سود به گوش من این صدا نرسید
💡 فرو چینی اساس ظلم را از صفحه دنیی چنان کز کعبه دست حق منات و لات و العزی