لغت نامه دهخدا
واپس کردن. [ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در عقب گذاشتن. پس پشت افکندن. اتباع. ( تاج المصادر بیهقی ): و گفت [ شیخ ابوالحسن خرقانی ] از خویشتن بگذشتی صراط واپس کردی. ( از تذکرةالاولیاء شیخ عطار ).
واپس کردن. [ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در عقب گذاشتن. پس پشت افکندن. اتباع. ( تاج المصادر بیهقی ): و گفت [ شیخ ابوالحسن خرقانی ] از خویشتن بگذشتی صراط واپس کردی. ( از تذکرةالاولیاء شیخ عطار ).
عقب کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اصلاحات اقتصادی گورباچف نیز واپسین ضربات مهلک را بر پیکره اتحاد شوروی وارد آورد؛ زیرا محدود کردن تولید، فروش و مصرف نوشیدنیهای الکلی باعث شد هزاران واحد صنعتی، میکده، بار، کلوب شبانه و … تعطیل شوند که همین سبب شد تا خسارتی بالغ بر ۱۰۰میلیارد روبل به اقتصاد شوروی بخورد.
💡 به عقیده فروید یک فانتزی پیرامون آرزوهایی چندگانه و اغلب واپسرانی شده شکل میگیرد. یک فانتزی، میل را به صورتی تغییر شکل یافته و از طریق فرایندی دفاعی نمایش میدهد. تمایل سوژه به حفظ فاصله با آرزوی سرکوب شده و تجربه کردن آن به صورت همزمان، امکان تجربه ای چندگانه از فانتزی را فراهم میسازد.
💡 دم مرگ است رویش را به کام دل تماشا کن ندارد در عقب خجلت نگاه واپسین کردن
💡 او یک خواننده مؤلف که میتوانست همراه با خواندن نیز بنوازد بود و میدانست معنای کلماتی را که به آواز درمیآورد چیست و نوازندگی همزمانش نیز او را در این زمینه یاری میکرد. این را از امتداد مفاهیم در آواها و ترانههایش میتوان فهمید که مدام هم در سالهای واپسین عمرش به صیقل زدن و کامل کردن آن مشغول بود. او میدانست چه میخواند، چه میکند و در کجا زندگی میکند.