نوازش فروش
مترادفها
چاپلوس، متملق
متضادها
صداقت، راستگویی
لغت نامه دهخدا
نوازش فروش. [ ن َ زِ ف ُ ] ( نف مرکب ) مهربانی کننده. لطف کننده. نوازشگر:
بحمداللَّه این شاه بسیارهوش
که نازش خر است و نوازش فروش.نظامی.
جمله سازی با نوازش فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به حمدالله این شاه بسیار هوش که نازش خرست و نوازش فروش
💡 وموافق روايت بعضى از مقاتل معتبره،ابن زياد امر كرد كه تن مسلم وهانى را به گردكوچه وبازار بگردانيدند و در محلّه گوسفند فروشان به دار زدند. وسبط بن الجوزىگفته كه بدن مسلم را در كناسه به دار كشيدند. وبه روايت سابقه چون قبيله مَذْحِج چنينديدند جُنْبشى كردند و تن ايشان را از داربه زير آوردند و بر ايشان نماز گزاردندوبه خاك سپردند.(91) پس ابن زياد سرمسلم را به نزد يزيد فرستاد و نامه ا بهيزيد نوشت و احوال مسلم و هانى را در آن درج كرد، چون نامه و سرها به يزيد رسيد شادشد وامر كرد تا سر مسلم و هانى را بر دروازه دمشق آويختند وجواب نامه عبيداللّه را نوشتوافعال او را ستايش كردو اورا نوازش بسيار نمود ونوشت كه شنيده ام حسين عليه السّلاممتوجّه عراق گرديده است بايد كه راهها را ضبط نمائى ودر ظفر يافتن به او سعى بليغبه عمل آورى و به تهمت وگمان،مردم را بهقتل رسانى و آنچه هر روز سانح مى شود براى من بنويسى. وخروج مسلم در روز سهشنبه ماه ذى الحجّه بود وشهادت او در روز چهارشنبه نهم كه روز عرفه باشد واقع شد.
💡 برخی شرکتهای بزرگ با استفاده از استراتژی نوازش فروش و کاهش شدید قیمتها، سعی میکنند رقبای کوچکتر را از بازار حذف کرده و بازار را در اختیار بگیرند.
💡 سازمانهای نظارتی بر فعالیتهای تجاری نظارت میکنند تا از بروز پدیده نوازش فروش و آسیب رساندن به سلامت رقابت در بازارهای آزاد و عدالت اقتصادی جلوگیری نمایند.
💡 سیاستهای اقتصادی جدید باید به گونهای تنظیم شوند که مانع از اقدامات ناعادلانهای مانند نوازش فروش توسط انحصارات بزرگ در صنایع استراتژیک کشور شود.