نمک تازه کردن

متضادها

فراموش کردن، از یاد بردن

لغت نامه دهخدا

نمک تازه کردن. [ ن َ م َ زَ/ زِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نمک تازه نمودن. با کسی از سر نو عقد محبت و دوستی بستن و عهد و پیمان تازه کردن. تجدید عهد و پیمان تازه کردن. ( آنندراج ). تجدید عهد و پیمان کردن. ( ناظم الاطباء ). ممالحت و دیدار تازه کردن. باز به هم رسیدن و با هم نشستن:
جرعه ای ریز که ما چاره خمیاز کنیم
بوسه ای ده که به آن لب نمکی تازه کنیم.سلیم ( از آنندراج ).با او به تازگی نمکی تازه کرده ایم
از من کنید مهرپرستان سراغ صلح.اسیر ( از آنندراج ).دل فارغ شده بستم به میانی که مپرس
نمکی تازه نمودم به دهانی که مپرس.تأثیر ( از آنندراج ).امشبم ای نمکین لب که به خواب آمده ای
آنقدر باش که با هم نمکی تازه کنیم.خالص ( از آنندراج ). || نمک تازه بر نمک سود پاشیدن:
داغ های کهن و نو نمکی تازه کنند
هرکجا شور کند مغز جنون پرور ما.سالک ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

و نمک تازه نمودن: با کسی از سر نو عقد محبت و دوستی بستن و عهد و پیمان تازه کردن ٠ تجدید عهد و پیمان کردن ٠ ممالحت و دیدار تازه کردن ٠

جمله سازی با نمک تازه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کم خراشست دم مرغ سحر برخیزید جگری تازه کنیم از نمک تازه صبح

💡 نیست برنده تر از حق نمک، شمشیری ما بخصمی که کشد تیغ، نمک تازه کنیم

💡 او با بیان خاطرات شیرین و خنده‌دار دوران کودکی خود، سعی کرد تا برای مهمانی که بسیار رسمی بود، نمک تازه کردن و کمی از فضای سنگین آن بکاهد.

💡 نویسنده با استفاده از توصیفات بسیار دقیق و زنده از مناظر طبیعت، توانست برای داستان خود نمک تازه کردن بیاورد و توجه خوانندگان را به خود جلب کند.

💡 معلم همیشه سعی می‌کند با تعریف کردن حکایت‌های اخلاقی و آموزنده، برای کلاس درس خود نمک تازه کردن و اشتیاق دانش‌آموزان را به یادگیری بیشتر افزایش دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران