نعل زده
مترادفها
نعلگذاری شده
لغت نامه دهخدا
نعل زده. [ ن َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) به معنی نعل بسته باشد و کنایه از اسبی است که جمع اسباب و ضروریات اورا ساخته و مستعد کرده باشند از جهت سفر. ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ). نعل کرده. نعل بسته. اسب آماده برای مسافرت. ( از ناظم الاطباء ). اسب مجهز و کامل یراق.
فرهنگ فارسی
۱ - ستوری که به سم اونعل کوبیده باشند. ۲ - اسبی که همه اسباب وضروریات اوجهت سفر آماده باشد.
جمله سازی با نعل زده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جا سرد مکن، کاهلیات گر زده راه کاین گرمروان نعل در آتش دارند
💡 اسبهای کار در مزارع بزرگ با دقت بسیار زیادی توسط دربانها نعلزده شدند تا در مسیرهای پر از سنگ و ناهمواری دچار آسیب نشوند.
💡 پس از اینکه اسبهای گروه مسافران نعلزده شدند، آنها توانستند با سرعت و قدرت بیشتری از تپههای مرتفع و مسیرهای دشوار کوهستانی عبور کنند.
💡 در مراسمهای سنتی سوارکاری، اسبهای نعلزده با شکوه و جلال در مقابل تماشاگران حرکت میکنند و زیبایی خود را به نمایش میگذارند.