مهره زده

لغت نامه دهخدا

مهره زده. [ م ُ رَ / رِ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) صیقل شده. پرداخت شده. آهاردار:
دید لک لک را پری چون کاغذ مهره زده...سوزنی.

فرهنگ فارسی

صیقل شده پرداخت شده آهار دار

جمله سازی با مهره زده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۴٫۷. در حرکت غیرقانونی یا دست به مهره اگر بازیکن مهره خود را رها کرده باشد ولی ساعت نزده باشد دست به مهره به حساب میاد ولی اگر مهره را رها کرده باشد و ساعت زده باشد دیگر حق جابه جایی آن مهره را ندارد. بازیکنی اگر در این زمینه اعتراض کند باید ساعت را نگه دارد و به داور بگوید دو طرف باید شاهدهایی عینی و بالغ داشته باشند.

💡 مهره مهر طلعتت ای قمر منیر من طلعت آفتاب را طعنه بر انوری زده

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز