لغت نامه دهخدا
ملت دوست. [ م ِل ْ ل َ ] ( ص مرکب ) دوستدار ملت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). آنکه مردم کشور را دوست دارد.
ملت دوست. [ م ِل ْ ل َ ] ( ص مرکب ) دوستدار ملت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). آنکه مردم کشور را دوست دارد.
دوستدار ملت. آنکه مردم کشور را دوست دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فقر ملت و بیکفایتی دولت در ابعاد گوناگون همه را به ستوه آورده بود و از جهت دیگر دموکراسی نیمبند شاهی پیش درآمدی بود برای تبارز نفرت بیپایان مردم نسبت به حکام و فضای بسته افغانستان. میدان عمل زمینه آزمایش برای گروههای مختلف سیاسی را مهیا نمود. درین وقت بود که خط فاصل بین روشنفکران واقعی و وطن دوست و روشنفکران دروغین ایجاد کرد.
💡 و من از شما كه دوست صميمى سابق و حال من هستيد و مورد علاقه ملت، تقاضا مى كنم كهبـا اشـخـاص صالح آشنا به امور كشور مشورت نماييد، پس از آن ترتيب اثر بدهيد تاخداى نخواسته لطمه به حيثيت شما كه برگشت به حيثيت جمهورى است نخورد. آزادى بىرويـه چند صد نفر منافق به دستور هياءتى كه با رقت قلب و حسن ظنشان واقع شد، آمارانفجارها و ترورها و دزدى ها را بالا برده است. ترحم بر پلنگ تيزدندان ستمكارى بودبر گوسفندان.
💡 مسلمانان از همان روزگار نخستين صدراسلام باعمل به قرآن مجيد، قسمت عمده معموره دنيا را به زير پرچم درآوردند و تمدنى عظيمتشكيل دادند. در اين تمدن عظيم و قلمرو پهناور، مسلمين،ملل مختلف جهان را از نعمت آزادى و حقوق فردى و عدالت اجتماعى و صلح عمومى و مساوات وبرابرى برخوردار ساختند، چنانكه به اعتراف دوست و دشمن در هيچ قوم و ملتى سابقهنداشته است و خود، قرنها به عنوان ملت نمونه جهان بر آنان حكم مى راندند.