مفتول سر

لغت نامه دهخدا

مفتول سر. [ م َ س َ ] ( ص مرکب ) کج سر و معوج سر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کج سرو معوج سر

جمله سازی با مفتول سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای ترک من ای عید تو چون روی ‌تو میمون بر طرهٔ مفتول تو دلها همه مفتون

💡 بدان دو لاله مصقول دل کند مشغول بدان دو سنبل مفتول دل کند مفتون

💡 تا آنکه کند ذرات اوصاف تو را مفتول از بس که بود بیرون ادراک تو از معقول

💡 فلزهای واسطه عموماً انعطاف‌پذیرند، قابلیت تغییر شکل دارند، خاصیت چکش خواری، صیقل پذیری، تورّق و مفتول شدن آن‌ها خیلی زیاد است. در مقابل ضربه، فشار و کشش، مقاومت دارند (غیر از جیوه که مایع، روی و کروم که شکننده‌اند).

💡 در پاشش شعله‌ای ماده به صورت مفتول یا پودر به کمک شعله گاز اکسیژن و استیلن یا پروپان ذوب و با فشار هوا به صورت ذرات ریز بر روی قطعه پاشیده می‌شود.

💡 در فرایند کشش، روان‌کاری برای افزایش کیفیت سطح مفتول و عمر قالب ضروری است. در ادامه روش‌های مختلف روان‌کاری بیان شده‌است: