لغت نامه دهخدا
لو انداختن. [ ل ُ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول زنان، هیاهو کردن. هیاهو کردن در حالی که هنوز علت آن شاید وجود خارجی ندارد. چو انداختن ( در تداول مردم قزوین ). || لو دادن.
لو انداختن. [ ل ُ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول زنان، هیاهو کردن. هیاهو کردن در حالی که هنوز علت آن شاید وجود خارجی ندارد. چو انداختن ( در تداول مردم قزوین ). || لو دادن.
💡 سوتین با نشان دادن "بانداژ نشاسته شده" خود از طریق روسیه سفر کرده بود و تکنیک وی توسط ارتش و نیروی دریایی روسیه تا سال ۱۸۳۷ به کار گرفته شد. گچ مایع پاریس برای ساخت مدل و مجسمه استفاده شد (این روش، "modroc" نامیده میشود، هنوز هم محبوب است). پیروگوف در ادامه روشهای خود را توسعه داد، اگرچه از کارهای ماتیجسن مطلع بود. روش پیروگوف شامل خیساندن پارچه درشت در گچ مخلوط پاریس بلافاصله قبل از انداختن روی اندامها بود که از طریق جوراب یا پنبه محافظت میشد. پانسمانهای بزرگ با تکههای چوب تقویت میشدند.
💡 (پيامبر(ص ) ) تشكيل يك حكومت عادلانه كه پايه اش بر قوانين آسمانى استوار بود داد وپس از بيست و چند سال كوششهاى طاقتفرسا با گفتارهاى منطقى الهى و سيره و كردارعادلانه و اخلاق بزرگ جالب قلوب و نيروهاى شگرف آسمانى و زمينى و جانبازىفداكاران در راه آيين مقدس خدايى موفق به يك تشكيلات با اساسى شد كه پايه اش باعدالت و توحيد برقرار بود و پيغمبر اسلام چنانچه مى دانيد و در تواريخ جهانخوانديد تا آخرين روز زندگانى اش از كوشش در راه انداختن چرخهاى توحيد خدا و توحيدكلمه و توحيد آرا و عقايد خود دارى نكرد تا پايه دين و آيين و نظام مدينه فاضله استوارو برقرار شد.