لغت نامه دهخدا
لای چین کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زنده به میان دیوار نهادن. به گچ گرفتن. به گل گرفتن.
لای چین کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زنده به میان دیوار نهادن. به گچ گرفتن. به گل گرفتن.
(کَ دَ ) (مص م. ) زنده کسی را به میان دیوار نهادن، گچ گرفتن.
( مصدر ) زنده کسی رابمیان دیوار نهادن گچ گرفتن.
زنده کسی را به میان دیوار نهادن، گچ گرفتن.
💡 صواب نیست به تو فکر حور عین کردن خطاست نسبت زلفت به مشک چین کردن
💡 صائب برون نمی روم از فکر آن غزال چین کردن کمند بود پیچ و تاب من