فولاد دل
مترادفها
دلیر، شجاع، بیباک
لغت نامه دهخدا
فولاددل. [ لادْ، دِ ] ( ص مرکب ) قوی دل. پردل. بسیار پردل. که دل او چون فولاد سخت بود. بی باک. باجرأت:
تیزچشم، آهن جگر، فولاددل، کیمخت لب
سیم دندان، چاه بینی، ناوکام و لوح روی.منوچهری.
فرهنگ فارسی
قوی دل. پر دل
جمله سازی با فولاد دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چه عجب گر به دل از تیغ تو بیداد رسد شیشه را حال چه باشد که به فولاد رسد
💡 تو ای سیل سبکرو وصل دریا را غنیمت دان که من چون آهن و فولاد آب ساکنی دارم
💡 بیضه ی فولاد آید در فغان همچون جرس ای بت محمل نشین، چون عمر هرجا بگذری
💡 برای این که چسبندگی بیشتری بین فولاد و بتن ایجاد شود بهتر است که تمام میلگردها به صورت آجدار استفاده شود..
💡 هنگامی که فولاد با آب سرد یا همان کوئنچ میشود، ترکهای کوئنچ ایجاد میشوند، اگرچه ممکن است همیشه قابل مشاهده نباشند.
💡 در واقع، نام یونانی فولاد (یونانی: χάλυβας، خالیباس) است که احتمالاً از آنها گرفته شدهاست.
💡 او با وجود تمام سختیها و فشارهای روحی که در طول سالها متحمل شد، همچنان با شخصیتی فولاد دل و ارادهای پولادین به مسیر خود ادامه داد.
💡 رهبران بزرگ تاریخ معمولاً افرادی فولاد دل هستند که در لحظات حساس و بحرانی، برخلاف دیگران، هرگز دچار ترس و تردید نشده و با اقتدار تصمیم میگیرند.
💡 شخصیت اصلی داستان، مردی فولاد دل بود که در برابر ظلم و بیعدالتی ایستادگی کرد و هرگز اجازه نداد ترس و ناامیدی بر او غلبه کند.