لغت نامه دهخدا
فرازخواندن. [ ف َ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) پیش خواندن. بسوی خود خواندن. رجوع به فراخواندن و فراز شود.
فرازخواندن. [ ف َ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) پیش خواندن. بسوی خود خواندن. رجوع به فراخواندن و فراز شود.
( مصدر ) پیش خواندن به سوی خود خواندن احضار کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هوش سرشار و حافظه قوى اين كودك اساتيد او را به شگفتى واداشت. هنوز كودكى هشتساله بود كه بر فراز منبر مسجد وكيل شيراز قرار گرفته همانند واعظان باتجربهبا خواندن متن كتاب اخلاقى (ابواب الجنان ) مردم را به حقيقت طلبى و سعادت جوئى وخداخواهى و خودسازى دعوت نمود.
💡 سنگ قبر او رو به ویرانی است و قابل خواندن نیست. اما تندیس او توسط دولت آذربایجان ساخته شده و بر فراز آرامگاه قرار دارد.
💡 فرازها بهخصوص فرازهای عربی، به شکل خطاب خداوند به انسان بیان شدهاند. چند فراز هم دارای محتوای رمزآلود و باطنی هستند که بعدها عبدالبهاء و شوقی افندی توضیحات و تبییناتی بر آنها نوشتند. عبدالبهاء، بر اهمیت کلمات مکنونه تأکید کرد و از بهائیان خواست که علاوه بر خواندن روزانه، آن را را به خاطر بسپرند و زندگی روزمره خود را با آن مطابقت دهند.