علمای قرن اول هجری

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] سلیم بن قیس هلالی. عبدالرحمن بن ابی لیلی. محمد بن مسلم بن شهاب زهری. واصل بن عطا.
...

جمله سازی با علمای قرن اول هجری

💡 دسقوریدس و تئوفراستوس دو تن از علمای قرن اول و دوم یونان این گیاه را جزو نباتات سمی نام برده‌اند. در قدیم این گیاه در داروسازی مصارف زیاد داشته و در طب انسانی و دامپزشکی به کار می‌رفته‌است تاتوره به‌طور وحشی در زمین‌های لم یزرع و کنار جاده‌ها می‌روید. این نبات بومی مشرق زمین بوده منشأ اصلی آن کناره دریای خزر است، در اواسط قرون وسطی به تمام اروپا و بعد به آمریکا و نقاط دیگر برده شده‌است و در اکثر ممالک دنیا به مقدار فراوان وجود دارد تاتوره درخچه ایست یک ساله با ساقه‌ای بی کرک و منشعب به طول ۴۰ سانتی‌متر تا ۲ متر استوانه شکل و به رنگ سبز، قطر ساقه اصلی نسبت به رشد گیاه به ۱–۲ سانتی‌متر می‌رسد. برگ‌های این گیاه معمولا متناوب بوده صفحه آن‌ها پهن و بیضی نوک تیز یا منظم و مدور است طول برگ‌ها ۱۰–۱۲ و عرض شان ۶–۸ سانتی‌متر است اگر کمی از برگ تازه تاتوره را در دست له نمائید بویی تهوع‌آور وغیر مطبوع از آن متصاعد می‌گردد؛ ولی برگ خشک شده بوی خیلی کمتری دارد برگ‌ها گس، قی‌آور و دانه کمی تلخ است گل‌های تاتوره شبیه شیپور و تک تک می‌باشد و در گل بیش از یک یا دو روز دوام ندارد. دانه‌های تاتوره شبیه دانه‌های سماق و شکل شان قلوه‌ای و در دو سطح جانبی صاف و هموار و در سطح زیری و روئی زگیل دار است. رنگ این دانه‌ها سیاه مایل به قهوه‌ای است و بزرگی آن‌ها ۴–۵ میلی لیتر است میوه آن بیضی شکل خاردار و کپسول است که با چهار شکاف باز می‌شود.

💡 از محمدباقر شفتی از علمای قرن ۱۲ نقل شده‌است که بسیار فقیر بود تا جاییکه از شدت گرسنگی گاهی غش می‌کرد اما فقر خود را کتمان می‌نمود. روزی در مدرسه اصفهان پل خواندن نماز وحشتی را بین طلاب تقسیم می‌کردند. چون مدتها بود گوشت نخوره بود مقداری گوشت از بازار تهیه کرد. در راه خانه سگ خیلی لاغری را دید که بی‌حال بر روی زمین خوابیده و توله‌هایش از او شیر می‌خورند. با دیدن این صحنه تمامی گوشت را جلوی سگ انداخت «وقتی که پاره‌های جگر را نزد سگ انداختم گویی اورا طوری یافتم که سربه آسمان بلند کرد و صدائی نمود، من دریافتم که او درحق من دعا می‌کند. ازاین جریان چندان نگذشت که یکی از بزرگان، از زادگاه خودم شفت مبلغ دویست تومان برای من فرستاد وپیام داد که من راضی نیستم از عین این پول مصرف کنی، بلکه آن را نزد تاجری بگذار تا با آن تجارت کند و از سود تجارت، از او بگیر و مصرف کن. من به همین سفارش عمل کردم، به قدری وضع مالی من خوب شد که ازسود تجارتی آن پول، مبلغ هنگفتی بدستم آمد و با آن حدود هزاردکان وکاروانسرا خریدم و یک روستا را در اطراف محلمان بنام گروند به‌طور دربست خریداری نمودم، که اجاره کشاورزی آن هرسال نهصد خروار برنج می‌شد، دارای اهل و فرزندان شدم و قریب صد نفر از در خانه من نان می‌خوردند، تمام این ثروت و مکنت بر اثر ترحمی بودکه من به آن سگ گرسنه نمودم، واو را برخودم ترجیح دادم.»