عسل لبن
لغت نامه دهخدا
عسل لبن. [ ع َ س َ ل ِ ل َ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوعی از صمغ باشد که آن را مانند کندر بسوزانند، و بعربی میعه سائله خوانند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). عسل اللبنی. رجوع به عسل اللبنی شود.
فرهنگ فارسی
نوعی از صمغ باشد که آنرا مانند کندر بسوزانند و بعربی میعه سائله خوانند عسل اللبنی
جمله سازی با عسل لبن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مراتع غنی و سرسبز پیرامون شهر موجبات رونق دامداری و تولید گوشت و فراوردههای لبنی را فراهم آوردهاست. پرورش زنبور عسل نیز، در این شهر رواج دارد. مردم شهر بار به ویژه زنان، ضمن همکاری در فعالیتهای کشاورزی و دامداری به تولید صنایع دستی قالی و فرش میپردازند.
💡 روی و لب آن حوروش گوید بصد هشیار و مست اینک بهشت اینک شراب اینک عسل اینک لبن
💡 فعالیت اکثر مردم روستای دشتک، باغداری و دامداری است. گروهی نیز به فعالیتهای خدماتی و تولید صنایع دستی از جمله گیوه دوزی، قالی بافی و گلیم بافی میپردازند. محصولات باغی روستا شامل گردو، انگور، انار، بادام و گوشت، فراوردههای لبنی و پشم گوسفند از محصولات دامی روستا است. پرورش زنبور عسل و تولید عسل به روش جدید و سنتی نیز رواج دارد.