لغت نامه دهخدا
سیل در خرمن افتادن. [ س َ / س ِ دَ خ َ م َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از مضطرب و بی آرام و پریشان شدن. ( آنندراج ).
سیل در خرمن افتادن. [ س َ / س ِ دَ خ َ م َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از مضطرب و بی آرام و پریشان شدن. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیل در بنیاد تقوی از بهار افتاده است توبه را آتش به جان از لاله زار افتاده است
💡 یاد آن عیشیکه از رنگینی بیداد عشق سیل در ویرانهٔ من باده در پیمانه بود
💡 حضور فرماندار استان گلستان نیز در جریان سیل در تعطیلات خارج از کشور گزارش شدهاست که موجب برکناری او شد.
💡 و تعداد کشته شدگان سیل در این استان به ۱۵ نفر رسید. (در موج اول پنج کشته+۱۰ کشته در موج دوم)
💡 بسکه دانند از قدوم دوستان خود را خراب سیل در کاشانه ها اکنون به از مهمان شده است
💡 درین عبرت فضا تا کی بساط کر و فرچیدن زمانی بیش گرد سیل در هامون نمیباشد