💡 معروفترین و زبدهترین سرداران ساسانی در زمان هرمزد، فردی بود به نام بهرام چوبین از مردم ری و از دودمان اشرافی اشکانی مهران؛ که مرزبانی ارمنستان و آتروپاتکان را بر عهده بهرام فرماندهی ورزیده و توانمند و محبوب سپاهیان، و در عین حال پرنخوت و پرمدعا و سخت آزمند قدرت بود و از این بابت به بزرگان ملوکالطوایفی قدیم شباهت داشت. در سال ۵۸۸، خاقان ترک که در منابع اسلامی شابه شاه (ساوه شاه؛ سابه شاه)[د] نامیده شده است،[ذ] و گویا علاوه بر خیال انعقاد معاهدهٔ بازرگانی با بیزانس، رؤیای تسلط بر ایران و بیزانس را نیز در سر میپروراند، علیرغم خویشاوندیای که با هرمزد داشت، از کشمکش هرمزد با بزرگان و اشراف، و نیز اشتغال ساسانیان به جنگ با بیزانس استفاده کرد و به همراه اتباع هپتالیاش شروع به تاختوتاز در جنوب آمودریا کرد و سپاهیان ایران را در بلخ تاراند و تا شهرهای تالُقان،[ر] بادغیس و هرات پیش رفت. در همین هنگام اعراب مرزنشین در حدود فرات به سرکردگی دو شیخ به نامهای عباس احول و عمرو بن ازرق هم بر ساسانیان شوریدند و سرزمینهایی را که تا کرانههای فرات امتداد داشتند، مورد غارت قرار دادند. طوایف ترک و خزر نیز از طریق دریای کاسپین و تنگهٔ داریال (دربند بابالابواب) به آران و ارمنستان حمله کردند.
💡 در دوران هرمز چهارم، ایران و امپراتوری بیزانس بار دیگر وارد جنگ با هم شدند. از معروفترین و زبدهترین سرداران هرمز، فردی بود به نام بهرام چوبین[پ] از مردم ری، پسر بهرام گشنسپ[ت]. وی فرماندهی توانمند و محبوب سپاهیان، و در عین حال پرنخوت و پرمدعا و سخت آزمند قدرت؛ و از این بابت به بزرگان ملوکالطوایفی قدیم شباهت داشت. در همین زمان (۵۸۸ م) علاوه بر مشکل رویارویی با بیزانس، یک مشکل دیگر هم از سوی شرق و شمال به وجود آمد: خاقان ترک باغا خاقان که در منابع اسلامی به اشتباه شابه شاه (ساوه شاه؛ سابه شاه)[ث] نامیده شدهاست،[ج] و گویا علاوه بر خیال انعقاد معاهدهٔ بازرگانی با بیزانس، رؤیای تسلط بر ایران و بیزانس را نیز در سر میپروراند، علیرغم خویشاوندیای که با هرمز داشت، از وضع موجود - مخالفت بزرگان با هرمز و اشتغال ساسانیان به جنگ با بیزانس - استفاده کرد و در سال ۵۸۸ م. به همراه اتباع هپتالیاش شروع به تاختوتاز در جنوب آمودریا کرد و سپاهیان ایران را در بلخ شکست داد و تا شهرهای تالقان،[چ] بادغیس و هرات پیش رفت. در همین هنگام اعراب مرزنشین در حدود فرات به سرکردگی دو شیخ به نامهای عباس احول و عمرو بن ازرق هم بر ساسانیان شوریدند و سرزمینهایی را که تا کرانههای فرات امتداد داشتند، مورد غارت قرار دادند. طوایف ترک و خزر نیز از طریق خزر و تنگهٔ در آلان (دربند بابالابواب) به آران و آرمین حمله کردند.