زنخ زدن
مترادفها
کنایه زدن، طعنه زدن، تیکه انداختن
متضادها
تمجید کردن، تعریف کردن
فرهنگ معین
( ~. زَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - سخن بیهوده گفتن، چانه زدن. ۲ - سرزنش کردن، طعنه زدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - افسانه سرایی کردن. ۲ - سخن بیهوده گفتن. ۳ - لاف زدن.
ویکی واژه
سخن بیهوده گفتن، چانه زدن.
سرزنش کردن، طعنه زدن.
جمله سازی با زنخ زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دم سرد بسته به پیش خود چقدر دماغ فسرده یخ که بهگرمیی نشد آشنا سر واعظ از زدن زنخ
💡 او همیشه عادت دارد در جلسات مهم شرکت کند و با لحنی تند و زنخ زدن، نظرات دیگران را زیر سوال ببرد.
💡 از آنجایی که او بسیار حساس است، نباید با کلمات گزنده و زنخ زدن به او توجه کرد، زیرا ممکن است خیلی ناراحت شود.
💡 برخی افراد برای جلب توجه دیگران، مدام از روش زنخ زدن و انتقادهای بیمورد استفاده میکنند که باعث دوری شدن دوستانشان میشود.