لغت نامه دهخدا
( زبان آرامی ) زبان آرامی. [ زَ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) لهجه ای از زبان سامیان بدوی مشرق فرات. رجوع به «آرامی » شود.
( زبان آرامی ) زبان آرامی. [ زَ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) لهجه ای از زبان سامیان بدوی مشرق فرات. رجوع به «آرامی » شود.
( زبان آرامی ) لهجه ای از زبان سامیان بدوی مشرق فرات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آلبرت لوی برای نخستین بار در اواخر سدهٔ ۱۹ روی زبان آرامی یهودیان ارومیه مطالعاتی انجام داد. در سال ۱۲۸۹ قمری جمعیت آنان در ارومیه ۱۲۰۰ نفر، ژاک دو مورگان نیز در سفری که به ایران داشت کلیمیان ارومیه را پرشمار ذکر کرده و آوردهاست که به جز بازرگانی به هیچ کار دیگری نمیپردازند. در سرشماری سال ۱۹۰۳–۱۹۰۴ میلادی جمعیت کلیمیان ارومیه ۲۲۰۰ نفر بود.
💡 پدید آمدن دولت هخامنشی که سرزمینی گسترده از ماوراءالنهر تا بینالنهرین را در برمیگرفت و نیاز به یک زبان واحد داشت، بر گسترش خط و زبان آرامی در این امپراتوری افزود.
💡 ساختواژه (نحوه در کنار هم قرار گرفتن واژه گان) زبان آرامی، همانند ساختواژه دیگر زبانهای سامی برریشه سه تایی بنا شدهاست. ریشه از سه صامت تشکیل شده و از معنای پایهای خاص برخوردار است. منباب مثال، «کتب» به معنای ' نوشتن' است. این ریشه سه تایی سپس با مصوتها و دیگر صامتها ترکیب میشوند تا تفاوت ظریفی در معنای ریشهای واژگان به دست دهند:
💡 مردم عراق یا عراقیها (عربی: العراقیون ʿIrāqīyūn, کُردی: گهلی عێراق Îraqîyan, آرامی: ܥܡܐ ܥܝܪܩܝܐ ʿIrāqāyā) به شهروندان عراق گفته میشود. زبانهای عربی و کُردی[پ ۱] دو زبان رسمی در عراق محسوب میشوند، و در کنار این دو؛ زبان ترکی آذربایجانی برای اهالی ترکمانان عراق و زبان آرامی نیز توسط آشوریهای عراق تکلم میشود.