رو باختن

لغت نامه دهخدا

رو باختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) از سخنی که برشخصی گفته میشود خجل و شرمنده شدن. ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

از سخنی که بر شخصی گفته میشود خجل و شرمنده شدن

جمله سازی با رو باختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کوه هم از ناله خواهد رنگ تمکین باختن گر دل دانا به حرف پوچ نادان بشکند

💡 گر ببازم دین و دنیا بر بساط عشق او بر تو دشوارست باشد بر من آسان باختن

💡 حجربن عدى ديگر نگران فرزند و باختن روحيه و سست شدن ايمان او نبود و آمادگىكامل براى استقبال از شهادت در راه عقيده داشت، ولى در آخرين لحظات، مى خواست باز همروح بلند خويش را در آستان عظمت خدا به نيايش وا دارد.

💡 کی برم چون صبح‌ کام از عشرت جان باختن من‌که چون‌گل از ضعیفی رنگ می‌بازم هنوز

💡 م، پیروس این جزیره را پیش از آنکه با شورش و اغتشاش گسترده‌ای روبرو شود، ترک گفت. وی به ایتالیا بازگشت، جایی که متحدان سامنیت وی در شُرف باختن جنگ در برابر رومیان بودند.

💡 ماه تابان کیست تا از من تواند تاب برد؟ پیش هر ناشسته رویی رنگ نتوان باختن

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز