فرهنگ معین
( ~. بَ. کَ دَ )(مص ل. ) چشم باز کردن، بیدار شدن.
( ~. بَ. کَ دَ )(مص ل. ) چشم باز کردن، بیدار شدن.
چشم باز کردن، بیدار شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر غریبی را ناله بر گردون و اشک مرجان رنگش از دیده بر هامون
💡 گر نیارم بنظر تاج شهان معذورم دیده بر گرد ره شاهسواری دارم
💡 ترا چو سرو به آزادگی برآید نام چو نرگس ارننهی دیده بر زر و دینار
💡 شد باز دیده بر رخ نیکوی او مرا گلها شکفت در چمن کوی او مرا
💡 دامنم رشگ گلستان شده بس دیده بر آن با خیال رخ او خون جگر میریزد