لغت نامه دهخدا
ده ذوالفقار.[ دِه ْ ذُل ْ ف ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سربند بخش سربند شهرستان اراک. واقع در 24هزارگزی جنوب باختری آستانه. دارای 245 تن سکنه است. آب آن از چشمه و قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
ده ذوالفقار.[ دِه ْ ذُل ْ ف ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سربند بخش سربند شهرستان اراک. واقع در 24هزارگزی جنوب باختری آستانه. دارای 245 تن سکنه است. آب آن از چشمه و قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
دهی است از دهستان سربند بخش سربند شهرستان اراک.
ده ذوالفقار روستایی در دهستان هندودر بخش سربند شهرستان شازند استان مرکزی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۴۷ نفر ( ۱۸خانوار ) بوده است.
💡 این روستا در دهستان ذوالفقار واقع شده و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۲۷ نفر (۴۱ خانوار) بودهاست.
💡 زبان ذوالفقار عقل کاین دریا پر از در کرد زبانش بازبگرفت و شد او خاموش شمس الدین
💡 این روستا در دهستان ذوالفقار واقع شده و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۰۰ نفر (۷۱ خانوار) بودهاست.
💡 هر گل خندان که رویید از لب آن جوی مهر رسته بود از خار هستی جسته بود از ذوالفقار
💡 شاه ما شاهی است کاو را از سلیمان و علی یادگار آمد دو چیزْ انگشتری و ذوالفقار
💡 عنصریاگر طعنه زند قدّش به سرو جویبار اندرچرا رخنه کند غمزهش به تیغ ذوالفقار اندر