دش خدای

لغت نامه دهخدا

دش خدای. [ دُ خ ُ ] ( اِ مرکب ) دش خدا. رجوع به دش خدا شود.

فرهنگ فارسی

دش خدا.

جمله سازی با دش خدای

💡 «ای خدای بزرگ، سرنوشت جنگ معلوم شد؛ ما هلاک شدیم و مملکت نیز از دست رفت.»

💡 «... خدایان نوظهور، یعنی اوباش روی سنگفرش کوچه‌های پاریس تشنهٔ خون شده بودند!». «بدبختانه تاریخ بشر را همین اوباش می‌سازند!»

💡 و وزیر نباید که از بهر تقرب بپادشاه در مملکت بدعتها نهد که دوستی نباشد بلک دشمنی تمام بود پادشاه را بدنامی دنیا و عقاب آخرت و خشم خدای اندوختن.

💡 لازم به تأکید است که ساختمان جدید، مشترکاً به ناپیریشا، خدای اصلی انشان و اینشوشی‌ناک وقف گردید.

💡 وی تظاهر می‌کرد که تجسم یافتهٔ ابرانسانِ نیچه است، و زیبایی‌شناسی مرد سالارانهای را تبلیغ می‌کرد که ویژگی‌هایی تقریباً خدایی به وی نسبت می‌داد.

💡 و گفت: کرم خدای در آفریدن دوزخ ظاهرتر است از آنکه در آفریدن بهشت. از بهر آنکه هرچند بهشت وعده کرده است اگر بیم دوزخ نبودی یک تن به طاعت نباشدی.

ولم یعنی چه؟
ولم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز