دختر خم

لغت نامه دهخدا

دختر خم. [ دُ ت َ رِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شراب انگوری. ( برهان ). کنایه از مطلق شراب. ( آنندراج ). کنایه از شراب لعلی. ( فرهنگ فارسی ). شراب. بنت خابیه. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

شراب انگور

جمله سازی با دختر خم

💡 از ایشان یکی دختری یافت کوش به خوشّی چو جان و به پاکی چو هوش

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است، می‌توان به ملکه اسپانیا، همه‌چیز درباره مادرم، چشم‌هایم برای تو، دختر رؤیاهای شما، شاد، اما نه چندان زیاد و کیسه هوا اشاره کرد.

💡 (( فرزندان ما، فرزندان پسران مايند، اما فرزندان دختران ما، فرزندان مردان بيگانهاند.))

💡 تصویر یک دختر مقید کارگردان: ماسارو اونوما؛ بازیگر: کومیکو هایانو (۱۹۸۰)

💡 اگرچه دختر فکر تو حامله است عارف بگو مترس و ببین مردهای حامله را

💡 در کنج خرابه بر حصیری دو سه گز با دخترکی گرم تر از دختر رز