خوزی پز

لغت نامه دهخدا

خوزی پز. [ پ َ ] ( نف مرکب ) پزنده خوزی. کوفته پزنده.

جمله سازی با خوزی پز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این شهر در همه جا مرکز تجاری خوزستان، هوجستان واجار (بازار خوزستان) نامیده می‌شد و شهر سوی دیگر رودخانه به عنوان مرکز فرماندار و نجبا، هرمشیر خوانده می‌شد. شهر دوم در حمله عرب‌ها در قرن اول هجری (هفتم میلادی) از بین رفت. اما نام شهر دیگر را عرب‌ها «سوق الاهواز» ترجمه کردند. بطوری که اهواز جمع هوزی یا خوزی، نام قبیله بومی استان خوزستان بوده‌است.

💡 خوزی زبانی بود که با آن شاهان و امیران در خلوت و هنگام بازی و خوشی با پیرامونیان خود سخن می گفتند.

💡 چون شاپور پسر اردشیر بابکان به شهریاری رسید، لشکر به روم کشید پس چون به عراق بازگشت به خاک اهورامزدا رفت و به جستجوی جای مناسبی برای احداث شهری پرداخت تا اسیرانی را که از خاک روم با خود کهن‌دژ بنا کرده‌است نیشابور است آورده بود در آن جای سکنی دهد، پس شهر جندی شاپور را بنیاد کرد و این شهر را به زبان خوزی نیلاط می‌گفتند، لیکن مردمش آن را نیلاب می‌خواندند.

💡 مردم دزفول و به‌طور کلی خوزستان، آمیزه‌ای از جمعیت‌های بومی فلات ایرانی هستند که از چند هزار سال قبل تا کنون در این منطقه رفت‌وآمد یا سکنی داشته‌اند. عیلامی‌ها، خوزی‌ها، پارتیان و پارسیان از این قوم‌ها بودند.

💡 در سال ۱۳۶۹ در جهاد دانشگاهی آموزش بازیگری دیده وی همچنین به لهجه‌های شیرازی، خوزی، کردی تسلط داشته و فعال در رشته‌های ورزشی شنا، سوارکاری و والیبال است. افسون افشار در کنار بازیگری به تدریس زبان مشغول است.

💡 بعلاوهٔ سالن‌های ورزشی و زمین‌های فوتبال و فوتسال در شهرهای وراوی، خوزی، گله‌دار، اسیر، فال و برخی روستاهای این شهرستان. وجود دارد.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز