فرهنگستان زبان و ادب
{curvature of a surface, curved surface} [ریاضی] در نقطه ای از یک رویه در یک راستا، خمیدگی علامت دار برش آن رویه در آن نقطه در راستای مفروض
{curvature of a surface, curved surface} [ریاضی] در نقطه ای از یک رویه در یک راستا، خمیدگی علامت دار برش آن رویه در آن نقطه در راستای مفروض
در نقطهای از یک رویه در یک راستا، خمیدگی علامتدار برش آن رویه در آن نقطه در راستای مفروض.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک نتیجه مهم کشانده، مطالعه رویه دورانی آن حول مجانبش بود: شبهکره. این رویه که توسط یوجنیو بلترامی در سال ۱۸۶۸ مورد مطالعه قرار گرفت، به عنوان یک سطح با خمیدگی گاوس ثابت منفی، یک مدل محلی از هندسه هذلولوی است. این ایده توسط کاسنر و نیومن در کتابشان «ریاضیات و تخیل» بیشتر پیش برده شد، جایی که آنها یک قطار اسباببازی را نشان میدهند که یک ساعت جیبی را میکشد تا کشانده را تولید کند.