لغت نامه دهخدا
خم سنگینه. [ خ ُ م ِ س َ گی ن َ / ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) خم سنگین. رجوع به خم سنگین شود:
داشت خنبی چند از روی بگنجینه
که در او نرسیدی پیل از سینه
رزبان آمد با حمیت دیرینه
خونشان افکند اندر خم سنگینه.منوچهری.
خم سنگینه. [ خ ُ م ِ س َ گی ن َ / ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) خم سنگین. رجوع به خم سنگین شود:
داشت خنبی چند از روی بگنجینه
که در او نرسیدی پیل از سینه
رزبان آمد با حمیت دیرینه
خونشان افکند اندر خم سنگینه.منوچهری.
خم سنگین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امشب امشب نقشه میکشم من، فردا فردا بچه رو میگیرم من… ملکه عمراً بازی رو ببره؛ چون اسم من سنگینه: اسمم «رامپلاستیلتاسکین» ه؛ و به این صورت نام خود را فاش میکند..
💡 در قرن نهم، سنگینه در عراق اختراع شد، و ظروف براق در منطقه بینالنهرین پدید آمدند. در قرن یازدهم، فولاد دمشق در خاورمیانه توسعه یافت. در قرن ۱۵، یوهانس گوتنبرگ نوع فلز به کار رفته در آلیاژها را توسعه داد.
💡 به عبارتی دیگر، سنگینه قطعهای است لعابدار یا بدون لعاب که قسمت اعظم آن از مواد دیرگداز تهیه شده و تا نیمهشیشهای شدن (درجه بحرانی) گرما دیده و در درجات ۱۲۰۰ تا ۱۳۰۰ در مسیر حرارت قرار گرفتهاست. سنگینهها عموماً شفافیتی ندارند و کاملاً مات هستند ولی از استحکام عالی برخوردار هستند.
💡 مدت زمان آهنگ در مجموع ۱۰ دقیقه بود، من به آهنگ گوش دادم و ترسیدم!؛ و دوباره به پرینس زنگ زدم و گفتم: من نمیتونم این کار رو بکنم، ای کاشی میتونستم؛ [اما] برای من خیلی زیاد و سنگینه.