خبر امدن

لغت نامه دهخدا

( خبر آمدن ) خبر آمدن. [ خ َ ب َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) اطلاع آمدن. از مطلبی آگهی بدست آمدن. مطلع شدن:
بعاقبت خبر آمد که مرد ظالم مرد
بسیم سوختگان زرنگار کرده سرای.سعدی.مه دو هفته اسیرش گرفت و بند نهاد
دوهفته رفت که از وی خبر نیآمد بیش.سعدی ( خواتیم ).یا مسافر که درین بادیه سرگردان شد
دیگر از وی خبر و نام و نشان می آید.سعدی ( بدایع ).

فرهنگ فارسی

( خبر آمدن ) اطلاع آمدن از مطلبی آگهی بدست آمدن.

جمله سازی با خبر امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو نفرى را كه بعدها ضميمه حجر و يارانش كردند، كمى ديرتر به مرج العذراءرسانده بودند. ماءمورى كه خبر آمدن آنان را به شام مى برد، با حجر ديدار كرد. حجركه در غل و زنجير بود، گفت: به معاويه بگو كه خون هاى ما حرام و كشتن ما نارو است،به ما امان دادند، كسى از مسلمانان را نكشته ايم كه خونمان به قصاص ريخته شود!

💡 يكى از شاهزادگان حضرموت به نام عبدالله بن ثوبه چون خبر آمدن بُسر را شنيد درقلعه خويش پناه گرفت، بُسر با لطايف الحيل و مكر و خدعه او را از حصار بيرون آوردو دستور قتل او را صادر كرد.

💡 مظلوميت از آنجا شروع شد كه مردم كوفه در ظاهر پيشنهاد رهبرى و قيام را به حضرت امام حسين عليه السلام دادند، چقدر نامه هاى پياپى به حضرت نوشتند و در آن نامه ها ضمنگلايه از حكومت هاى سابق و جنايات آنها اظهار داشتند: ما رهبرى نداريم، به طرف ما بيا،شايد خداوند بخاطر شما ما را بر حق گرد آورد، ما با حاكم شهر در جمعه و عيد همراه نمى شويم، همين كه خبر آمدن شما بما برسد، حاكم شهر را به طرف شام بيرون مى كنيم،

💡 ثعلبه دخترى به نام حمصانه داشت. چون خبر آمدن پدرش را شنيد،دوان دوان به سوى او شتافت. همين كه پدر را با آن حالت ديد اشك تاءثر از ديدگانفرو ريخت و گفت: اى پدر! اين چه وضعى است كه مشاهده مى كنم ؟

💡 وی از او پرسید: چگونه پیش از پیروزی مرا نامه بنوشتی؟ گفت: از آن رو که امیر مومنان(ع)، خبر آمدن ترا بگفته بود و خبر بهر وی خواند.

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز