جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو نفرى را كه بعدها ضميمه حجر و يارانش كردند، كمى ديرتر به مرج العذراءرسانده بودند. ماءمورى كه خبر آمدن آنان را به شام مى برد، با حجر ديدار كرد. حجركه در غل و زنجير بود، گفت: به معاويه بگو كه خون هاى ما حرام و كشتن ما نارو است،به ما امان دادند، كسى از مسلمانان را نكشته ايم كه خونمان به قصاص ريخته شود!
💡 يكى از شاهزادگان حضرموت به نام عبدالله بن ثوبه چون خبر آمدن بُسر را شنيد درقلعه خويش پناه گرفت، بُسر با لطايف الحيل و مكر و خدعه او را از حصار بيرون آوردو دستور قتل او را صادر كرد.
💡 مظلوميت از آنجا شروع شد كه مردم كوفه در ظاهر پيشنهاد رهبرى و قيام را به حضرت امام حسين عليه السلام دادند، چقدر نامه هاى پياپى به حضرت نوشتند و در آن نامه ها ضمنگلايه از حكومت هاى سابق و جنايات آنها اظهار داشتند: ما رهبرى نداريم، به طرف ما بيا،شايد خداوند بخاطر شما ما را بر حق گرد آورد، ما با حاكم شهر در جمعه و عيد همراه نمى شويم، همين كه خبر آمدن شما بما برسد، حاكم شهر را به طرف شام بيرون مى كنيم،
💡 ثعلبه دخترى به نام حمصانه داشت. چون خبر آمدن پدرش را شنيد،دوان دوان به سوى او شتافت. همين كه پدر را با آن حالت ديد اشك تاءثر از ديدگانفرو ريخت و گفت: اى پدر! اين چه وضعى است كه مشاهده مى كنم ؟
💡 وی از او پرسید: چگونه پیش از پیروزی مرا نامه بنوشتی؟ گفت: از آن رو که امیر مومنان(ع)، خبر آمدن ترا بگفته بود و خبر بهر وی خواند.