لغت نامه دهخدا
خام شو. ( ن مف مرکب ) خام شوب:
خام شو کن که بیابی تو ثبات از کرباس
سخن پخته پرداخته از من بشنو.نظام قاری.
خام شو. ( ن مف مرکب ) خام شوب:
خام شو کن که بیابی تو ثبات از کرباس
سخن پخته پرداخته از من بشنو.نظام قاری.
خام شوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از تنور گرم نتوان نان خود را خام برد گرمی هنگامه طفلان مرا دیوانه ساخت
💡 رخ نبودش خبر از آتش دل ها ناگاه دود آن سوختگان بین که بدین خام رسید
💡 دردا که این قضیه هنوز است ناتمام چندانکه بختم از تف دل بازمانده خام
💡 در کنف فقر بین سوختگان خام نوش بر شجر لا نگر مرغدلان خوش نوا
💡 منابع طبیعی این کشور عبارتند از: اورانیوم، زغالسنگ، سنگ آهن، قلع، فسفات، طلا، مولیبدن، سنگ گچ، نمک و نفت خام.
💡 سه نوع عنصر در اچتیامال وجود دارد: عناصر معمولی، عناصر متنی خام و عناصر تهی.