حرمت نگاه داشت
مترادفها
احترام گذاشتن، پاسداشتن، تکریم کردن، رعایت کردن
متضادها
بیحرمتی کردن، هتک کردن
لغت نامه دهخدا
حرمت نگاه داشتن. [ ح ُ م َ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) حرمت نگه داشتن. حرمت داشتن. حرمت کردن:
آل پیمبر است مرا پیشرو کنون
از آل او متاب و نگه دار حرمتش.ناصرخسرو.
جمله سازی با حرمت نگاه داشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حرمت نگاه داشتی و جای خویش را بهر برادران مقدم گذاشتی
💡 خاموش باش حرف که میگویی ای سلیم حرمت نگاهدار چه پنداری ای گدا