حرص نمودن

لغت نامه دهخدا

حرص نمودن. [ ح ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) حریصی نمودن. حرص زدن: چندان حرص نمود که مر او را ارسلان خان فروگرفت و چنان برادرزاده محتشم را بکشت. ( تاریخ بیهقی ص 197 ).

فرهنگ فارسی

حرص زدن

جمله سازی با حرص نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنابراين سعى و تلاش انسانها در امور غير عبادى را نمى توانحمل به گناه يا حرص و آز دانست كه كار براى تاءمين زندگى زن و فرزند و والدين وآبروى خويش از عبادت و در راه خدا محسوب مى گردد. اما اگر زياده طلبى و خانه فخربنا نمودن و بر مركب فخر سوار شدن ريا و تظاهر و اين كار، كار شيطان اوست و ازشيطان است.

💡 550 - امام صادق عليه السلام فرمود: ريشه هاى كفر سه چيز است: حرص و بزرگمنشى نمودن و حسد ورزيدن.