جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رگنگاری مخ شامل وارد کردن کاتتری به یک سرخرگ بزرگ مانند سرخرگ رانی است که در ادامه به درون سرخرگ کاروتید مشترک هدایت میشود که همزمان با آن در این محل نیز ماده حاجبی تزریق میشود. به هنگامی که ماده حاجب در سرخرگهای مغز پخش میگردد تعدادی پرتونگاری انجام میگردد و سپس تعدادی پرتونگاری دیگر نیز با پخش شدن ماده حاجب در سیاهرگهای مغز انجام میگردد.
💡 حکایت: چنانکه از جمله حاجبان پدرم حاجبی بود، او را حاجب کامل گفتندی، پیر بود و از هشتاد برگذشته بود، خواست که اسبی بخرد، رایض او را اسبی آورد، فربه و نیکو رنگ و درست قوایم، حاجب {اسب} را بدید و بپسندید و بها فرو نهاد، چون دندانش بدید اسب پیر بود نخرید، مردی دگر بخرید؛ من او را گفتم: یا حاجب، این اسب که فلان بخرید چرا تو نخریدی؟ گفت: او مردی جوانست و از رنج پیری خبر ندارد و آن اسب بزرگ منظرست، اگر او بدان غره شود معذورست، اما من از رنج و آفت پیری با خبرم و از ضعف و آفت او خبر دارم و چون اسب پیر خرم معذور نباشم.