فرهنگستان زبان و ادب
{monogamous} [زیست شناسی] مربوط به تک کامی و تک همسری متـ. تک همسر
{monogamous} [زیست شناسی] مربوط به تک کامی و تک همسری متـ. تک همسر
💡 به دولت به کام دل شیخ و شاب شهنشه درین برج باد آفتاب
💡 از دل سوخته پیشش چو کباب آوردیم کام او سوخت لبش گفت کبابی گرم است
💡 چنین کز بهر خود خواهم همه نام ز بهر دوستان خواهم همه کام
💡 بریزد خون بکامش ساغر می ز کامش تازه سازد کام می را
💡 بونصر من ار عاشق ایام توام از چرخ همیشه طالب کام توام
💡 یکی پادشا بود مهراب نام زبر دست با گنج و گسترده کام