تفاخر عباس بن عبدالمطلب

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تفاخر عباس بن عبدالمطلب (قرآن). قرآن به نکوهش تفاخر عباس بن عبدالمطلب به سقایت حاجیان اشاره دارد.
از تواریخ چنین بر می آید که قبل از اسلام منصب" سقایة الحاج" در ردیف منصب کلید داری خانه کعبه و از مهم ترین مناصب محسوب می شد.ضرورت و نیاز شدید حجاج در ایام حج به آب آن هم در آن سرزمین خشک و سوزان و کم آب که غالب ایام سال هوا گرم است به این موضوع (سقایت حاج) اهمیت خاصی می داد، و کسی که سرپرست این مقام بود، از موقعیت ویژه ای طبعا برخوردار می شد چرا که خدمت او به حجاج یک خدمت حیاتی به شمار می رفت.
تفاخر به سقایت حاجیان
اجعلتم سقایة الحاج وعمارة المسجد الحرام کمن ءامن بالله والیوم الاخر وجـهد فی سبیل الله.. آیا سیراب کردن حجاج، و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند (عمل) کسی قرار دادید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده، و در راه او جهاد کرده است؟! (این دو،) نزد خدا مساوی نیستند! و خداوند گروه ظالمان را هدایت نمی کندامام صادق علیه السّلام فرمود: این آیه شریفه درباره علی علیه السلام، عباس و شیبه نازل شد که _ عباس به منصب آب رسانی به حاجیان و _ شیبه به پرده داری کعبه افتخار می کردند...
سرزنش تفاخر کنندگان
خداوند، از فخرفروشی به سقایت حاجیان و کلیدداری کعبه نکوهش و سرزنش می کند.اجعلتم سقایة الحاج وعمارة المسجد الحرام کمن ءامن بالله والیوم الاخر وجـهد فی سبیل الله لا یستوون عند الله.. «ا جعلتم سقایة الحاج...» این جمله در اصطلاح استفهام انکاری است یعنی اهل سقایت حاجیان و تعمیر مسجد را برابر قرار ندهید با کسانی که ایمان بخدا آورده اند... و روی این معنی باید لفظ «اهل» در دو جمله «سقایة الحاج» و «عمارة المسجد الحرام» در تقدیر گرفته شود تا مقابله بین شخص باشد. و ممکن است لفظ «اهل» را در تقدیر نگرفت ولی در جمله «کمن آمن بالله» مصدری از لفظ «آمن» تقدیر گرفت تا مقابله بین دو فعل باشد و تقدیر چنین باشد: «ا جعلتم السقایة و العمارة کایمان من آمن بالله...»

جمله سازی با تفاخر عباس بن عبدالمطلب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 47 تدفين پيامبر چون مسلمانان از نماز فارغ شدند، به عادت اهل مكه عباس بن عبدالمطلب كسى را فرستادتا عبيدة بن جراح مكى ها و ضريح ساز آنها را حاضر كند و نيز بهدنبال ابو طلحه زيد بن سهل، حفار مدينه فرستاد تا بيايد و لحدى براىرسول خدا (ص ) ترتيب دهد ابو طلحه حضور يافته و لحدى براى پيغمبر ترتيب داد وعلى و عباس و فضل و اسامه به دفن پيغمبر پرداختند.

💡 باز از شواهد اين معنا اين است كه به مجرد اينكه صداىرسول خدا (صلى الله عليه و آله ) و عباس بن عبد المطلب را شنيدند بلا درنگ برگشتهو به كمك سكينتى كه خدا نازل كرد دشمن را فرارى دادند.

💡 امام عليه السلام به حضرت عباس بن على فرمود: اگر مى توانى آنها را متقاعد كن كهجنگ را تا فردا به تاخير بيندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خداى خود راز و نياز كنيمو به درگاهش نماز بگزاريم، (582) خداىمتعال مى داند كه من به خاطر او نماز و تلاوت كتاب او (قرآن ) را دوست دارم. (583)

💡 مارد او نيز ام البنين سلام الله عليه بود، و همچون برادرش فرزندى از خود بر جاىنگذاشت. در النظيم مى نويسد: امير المؤ منين عليه السلام اين پسر را به پاس دوستى وعلاقه اى كه به برادرش جعفر طيار داشت جعفر ناميد. ضحاك مشرقى، در حديثى كهفوتا گذشت، روايت كرده كه عباس بن على عليه السلام او را براى كشتن مقدم داشت.

💡 هارون سخت متغير شد و مسرور خادم مخصوص خود را با دو نامه يكى براى سندى بن شاهكو يكى براى عباس بن محمّد فرستاد و محرمانه دستور داد: مسرور تحقيق كند، اگر موسىبن جعفر در خانه فضل در رفاه است مقدمات يك تازيانه زدن بهفضل را فراهم كنند. همين كار هم شد.