لغت نامه دهخدا
تخلف کردن. [ ت َ خ َل ْ ل ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خلاف کردن. بازپس ایستادن از وعده و عهد و امری:
بر چهره ما خاک در دوست گواه است
کز طاعت میخانه نکردیم تخلف.علی خراسانی ( از آنندراج ).رجوع به تخلف شود.
تخلف کردن. [ ت َ خ َل ْ ل ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خلاف کردن. بازپس ایستادن از وعده و عهد و امری:
بر چهره ما خاک در دوست گواه است
کز طاعت میخانه نکردیم تخلف.علی خراسانی ( از آنندراج ).رجوع به تخلف شود.
( مصدر ) ۱- سر پیچی کردن خلاف جستن. ۲- خلف عهد کردن. یا تخلف کردن از وعده خلاف وعده کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طبق دادنامه قطعی دیوان عدالت اداری در مجمع تخصصی و سپس تائید آن در مجمع عمومی اضافه شدن محدوده های شهرستان های آستانه اشرفیه و رشت بر خلاف قانون مناطق آزاد شناخته شد و اضافه کردن مناطقی غیر از مناطق شهرستان بندرانزلی به منطقه آزاد انزلی را تخلف آشکار مسئولین شهرستان های رشت و آستانه اشرفیه دانست و رای بر حذف مناطق شهرستان ها آستانه اشرفیه و رشت داده شد.
💡 قاضی دادگاه فدرال، جان جونز، در نهایت مسؤولان مدرسه داور را به علت تخلف از متمم اول قانون اساسی آمریکا مجرم شناخت. دادگاه همچنین حکم به خارج کردن تدریس این نظریه از برنامه درس علوم دانشآموزان مدرسه داد.
💡 زمانی که یک بازیکن در زمین حریف (زمین حمله) مالکیت توپ را در اختیار میگیرد، نباید توپ را به زمین دفاعی (زمین خودی) برگرداند. چه با پاس به یاران خود چه با دریبل کردن خودش آن را به زمین خودی برگرداند. این کار یک تخلف است و توپ دراختیار تیم مقابل قرار خواهد گرفت.