اساس این دیدگاه بر این اصل استوار است که انسان تا زمانی که یاد خدا را در دل دارد، از ارتکاب گناه مصون است؛ چرا که حضور خداوند در قلب، مانع از افتادن در ورطه خطا میشود. گناه تنها زمانی رخ میدهد که غفلت بر وجود انسان چیره شده و یاد خدا به کلی به فراموشی سپرده شود. با این حال، در افراد پرهیزکار، این حالت غفلت پایدار نیست؛ آنان به سرعت به یاد پروردگار خویش افتاده و با توبه و استغفار، گذشته را جبران میکنند و هیچگاه بر گناه اصرار نمیورزند. این رفتار نشاندهنده اتصال قلبی عمیق آنان به مبدأ هستی است.
نکته کلیدی در این مفهوم، پاداشی است که خداوند برای این ویژگی در نظر گرفته است. آیه شریفه بیان میکند که جزای کسانی که هنگام انجام عمل زشتی (فاحشه) یا ستم به خویشتن (ظلموا انفسهم)، خدا را یاد میکنند و طلب آمرزش مینمایند، «مغفرت من ربهم و جنت تجری من تحتها الانهار» است؛ یعنی، آمرزشی فراگیر از سوی پروردگارشان و بهشتی که جویبارها از زیر درختان آن جاری است. این پاداش عظیم، نه برای ترک مطلق گناه، بلکه برای نحوه مواجهه و بازگشت فوری پس از لغزش است. این توبه و استغفار صادقانه، نشان میدهد که فرد، پناهگاهی جز خداوند نمیشناسد و به قدرت بیکران او در بخشش امید بسته است، چنانکه در جای دیگر آمده است: «ومن یغفر الذنوب الا الله».
در تبیین دقیقتر، میتوان تفاوت میان «فاحشه» و «ظلم بر خویشتن» را مد نظر قرار داد. برخی مفسرین معتقدند که «فاحشه» اشاره به گناهان کبیره و اعمال بسیار زشت دارد، در حالی که «ظلم بر خویشتن» ناظر بر گناهان صغیره یا کوتاهیهایی است که فرد در حق خود و وظایفش روا میدارد. در هر صورت، این دو عنوان گستره وسیعی از خطاها را پوشش میدهند. نکته مهم این است که ویژگی مشترک این افراد، عدم اصرار بر خطا است؛ یعنی، هنگامی که یاد خدا بازمیگردد، مسیر اصلاح بلافاصله آغاز میشود و این اصرار نکردن، عامل اصلی دریافت پاداش بزرگ «نعم اجر العاملین» یعنی بهترین پاداش عملکنندگان نیکوکار است.