لغت نامه دهخدا
بر یاد گرفتن. [ ب َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بیاد داشتن. بخاطر سپردن. از بر کردن:
هر بیت که گفتی آن جهانگرد
بر یاد گرفتی آن جوانمرد.نظامی.زآن مرحله رفت سوی بغداد
بگرفته بسی قصیده بر یاد.نظامی.و رجوع به یاد شود.
بر یاد گرفتن. [ ب َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بیاد داشتن. بخاطر سپردن. از بر کردن:
هر بیت که گفتی آن جهانگرد
بر یاد گرفتی آن جوانمرد.نظامی.زآن مرحله رفت سوی بغداد
بگرفته بسی قصیده بر یاد.نظامی.و رجوع به یاد شود.
بیاد داشتن بخاطر سپردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر نازنین که بینم جولان کنان به راهی آهی ز دل برآرم بر یاد کج کلاهی
💡 ای صاحبی که زهره برین کاخ زرنگار بر یاد مجلس تو نوازد رباب حسن
💡 در چمن میشو و بر یاد گلش می مینوش وز چمن میرو و آن سرو روان را میپرس
💡 هنگام بهار ای جان در باغ چه خوش باشد بر یاد تو می خوردن بر بوی تو گل چیدن
💡 نه تلخ است صبری که بر یاد اوست که تلخی شکر باشد از دست دوست