فرهنگستان زبان و ادب
{sensory adaptation} [روان شناسی] کاهش پاسخ دهندگی گیرنده یا دستگاه حسی به دنبال تحریک طولانی مدت
{sensory adaptation} [روان شناسی] کاهش پاسخ دهندگی گیرنده یا دستگاه حسی به دنبال تحریک طولانی مدت
کاهش پاسخدهندگی گیرنده یا دستگاه حسی به دنبال تحریک طولانیمدت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تهتتوس میگوید پندار گاه درست و گاه نادرست است. شناسایی پندار درست است. در برابر پندار درست پندار نادرست قرار دارد. اشتباه چگونه ممکن است. «روح در حالت تفکر کاری نمیکند جز اینکه از خود میپرسد و خود پاسخ میدهد و باز خود آن پاسخ را میپذیرد یا رد میکند... پنداشتن نوعی سخن گفتن است و پندار سخنی است، ولی نه سخنی که به یاری صدا به دیگری گفته میشود، بلکه سخنی است که روح در حال خاموشی به خود میگوید.» سقراط میگوید اگر من تهتتوس و تئودوروس را بشناسم هرگز نخواهم پنداشت که تهتتوس تئودوروس است؛ یا وقتی هیچکدام را نمیشناسم یکی را به جای دیگری نمیگیرم؛ یا یکی را بشناسم و دیگری را نشناسم باز هم یکی را به جای دیگری نمیگیرم. پس وقتی پندار نادرست به وجود میآید که «شما دو تن را از دور به نحو غیر روشن ببینم میکوشم ادراک حسی حاصل از دیدن هر یک از شما را با نقشی که از او در ضمیر دارم منطبق سازم و بر روی آن نقش قرار دهم تا شناختن دوباره حاصل شود. ولی در این تطبیق به خطا میروم. و در نتیجه اشتباه در داوری روی میدهد و پندار نادرست حاصل میگردد». «ما در مورد چیزی که نمیشناسیم و به حس نیز درک نکردهایم دچار پندار نادرست نمیشویم. پندار ما همیشه گرد چیزهایی میگردد که میدانیم و به حس ادراک میکنیم، و فقط در مورد این گونه چیزهاست که گاه پندار درست بدست میآوریم و گاه پندار نادرست. اگر ادراک حسی را به سوی نقشی ببریم که بدان مربوط است و با آن منطبق سازیم پندار ما درست میشود و اگر در این انطباق به خطا برویم، نادرست.»
💡 با تغییر شرایط و حالات، احساسات و ادراکات بیان شده توسط ناظران حسی بدن شناسایی میشوند و مبنایی برای انطباق سیستمهای مرتبط فراهم میکنند.