ال معصفر

لغت نامه دهخدا

( آل معصفر ) آل معصفر. [ م ُ ع َ ف َ ] ( اِ مرکب ) قسمی ماهی درم دار. || سرخ نیم رنگ.

فرهنگ فارسی

( آل معصفر ) قسمی ماهی درم دار سرخ نیم رنگ

جمله سازی با ال معصفر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اشگ و روی و دل و برم او را بقم و نیل و زاج و معصفر است

💡 بهر جنگ اندر نخستین تو کردی زمین را ز خون معادی معصفر

💡 خضر خضراپوش علوی آنک خوانندش سپهر از شقایق فرش غبرا را معصفر یافته

💡 به زخم پرند آور از پشت پیل همی معصفر تاخت بر تلّ نیل

💡 طرهٔ سنبل شد از کلال پریشان گونهٔ خیری شد از ملال معصفر

💡 همیشه تا چو زریر و چو معصفر باشد از انده و غم و ناز و طرب رخ بشری

💡 خاندان ال معصفر در تاریخ منطقه نقش پررنگی داشتند و توانستند در دوره‌های مختلف سیاسی، نفوذ و قدرت خود را در میان قبایل حفظ کنند.

💡 پژوهش‌های تاریخی نشان می‌دهد که فعالیت‌های اقتصادی و نظامی خاندان ال معصفر، بر ساختار قدرت در مناطق تحت کنترل آن‌ها تأثیر مستقیم گذاشته بود.

💡 بررسی تبارنامه و روابط بین‌المللی خاندان ال معصفر، می‌تواند دریچه‌های جدیدی را برای درک تحولات سیاسی آن دوران تاریخی بر روی محققان بگشاید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران