اصول گرفتن

لغت نامه دهخدا

اصول گرفتن. [ اُ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، اداو اطوار ریختن. بازی درآوردن. صاحب آنندراج آرد: دراین مقام اصول و کچول گرفته نیز گویند:
زاهد ز پنجگاه نماز ریائیش
بر دین حق ببین چه اصولی گرفته ای.محسن تأثیر ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

در تداول عامه ادا و اطوار ریختن بازی در آوردن.

جمله سازی با اصول گرفتن

💡 در این حالت بنگاه در سطح بین‌المللی با پذیرش کسب و کار الکترونیک واردات و صادرات خود را برمبنای اصول استاندارد کسب و کار الکترونیک شکل می‌دهد. از طرف دیگر قرار گرفتن کالا و خدمات در فضای تجارت الکترونیکی موجب حذف فاصله بین مبدأ و مقصد کالاها و خدمات می‌گردد و تغییرات اساسی در بازارهای هدف به وجود می‌آورد.

💡 جونز با همکاری مهندسان، از ارگونومی و در نظر گرفتن مسائل کاربر-محور حمایت می‌کرد، که بخشی از مهارت‌ها و نگرش‌های مهندسی در آن زمان نبود. زمانی که نتایج مطالعات ارگونومیک او در مورد رفتار کاربر توسط طراحان شرکت مورد استفاده قرار نگرفت، جونز شروع به مطالعهٔ فرایند طراحی مورد استفاده کرد. جونز همچنین از سطحی بودن طراحی صنعتی در آن زمان ناامید بود و درگیر اصول ارگونومیک بود.

💡 در طول تاریخ، رادگاست در آثار ادبی و افسانه‌هایی که میراث اسلاوها را ارج می‌نهند، مورد اشاره قرار گرفته‌است. این داستان‌ها مضامینی از مهمان‌نوازی، دلیری و ماهیت چرخه‌ای زندگی را منتقل می‌کنند. افسانه‌های پیرامون رادگاست بر خیرخواهی او و پیامدهای نادیده گرفتن اصول مهمان‌نوازی تأکید دارد.

💡 حق حاکمیت در به خدمت گرفتن شهروندان را می‌توان در اصول سودمندگرایی نیز یافت. اگر با ریخته شدن خون چند سرباز بتوان به منافع بزرگتر رسید، ملت باید خواهان این فداکاری باشد. با این فرض باید این حق را به دولت داد تا از شهروندان برای رسیدن به منافع مهم‌تر برای بشر استفاده کند.

💡 اصل تطابق هزینه با درآمد یا به اختصار اصل تطابق یکی از اصول حسابداری تعهدی است که بیان می‌کند هزینه‌ها باید بدون در نظر گرفتن زمان پرداخت در دوره‌ای که به وقوع پیوسته، ثبت شود بر خلاف حسابداری نقدی که در آن هزینه در زمان پرداخت آن ثبت می‌شود.