لغت نامه دهخدا
اصطرلاب گر. [ اُ طُ گ َ ] ( ص مرکب ) رجوع به اسطرلاب گر شود.
اصطرلاب گر. [ اُ طُ گ َ ] ( ص مرکب ) رجوع به اسطرلاب گر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شود دریده تر از عنکبوت اصطرلاب ز نوک نیزه قبای سپهر پنگانی
💡 آدم اصطرلاب اوصاف علوست وصف آدم مظهر آیات اوست
💡 پدید باشد اسرار غیب بر طبعش چنانکه شکل نجوم فلک در اصطرلاب
💡 علت عاشق ز علتها جداست عشق اصطرلاب اسرار خداست
💡 به ذروهای که بود آفتاب رفعت او فتاده پهلوی تقویم کهنه اصطرلاب