اسکی جمعه

لغت نامه دهخدا

اسکی جمعه. [ اَ ج ُ ع َ ] ( اِخ ) ( جمعه عتیق ) قصبه ایست مرکز دائره ای از دوائر بیستگانه بلغارستان در 30 هزارگزی مغرب شمنی، و در 37 هزارگزی جنوب هزار گراد در حدود روم ایلی شرقی یعنی قریب به 40 هزارگزی شمال عقبه بالکان درمحلی منبت و حاصلخیز در ساحل نهری. بخش اعظم سکنه آن مسلمانان بودند که هجرت کردند و اکنون قریب سه چهارهزار تن بدانجا سکنی دارند. ( از قاموس الاعلام ترکی ). || اسکی جمعه ( دائره ٔ... ) یکی از دوائر یعنی قسمتهای بیستگانه بلغارستان که از طرف مشرق بدائره شمنی و از سوی شمال بدائره هزارگراد و از جانب مغرب بدائره طرنوه و از جهت جنوب با حدود روم ایلی شرقی محدود و محاط میباشد. ( از قاموس الاعلام ترکی ).

فرهنگ فارسی

قصبه ایست مرکز دائره از دوائر بیستگانه بلغارستان.

جمله سازی با اسکی جمعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به سه ببر در برابر سه ببر، دخترِ خواهر، ساده‌لوح، بیست‌ساله بودن، پرستار، مربی اسکی، شب‌های پرحرارت پوپیا، ارواح مردگان، شکار روباه، هرکول آزادشده، سدوم و گمورا، تخم چشم، سفر، برای عشق… برای افسون…، شنبه، یکشنبه و جمعه، سکس با لبخند ۲، اسپاگتی در نیمه‌شب، ژنرال ایستاده می‌خوابد و آرنا اشاره کرد.

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز