استخوان خرد کردن

فرهنگ معین

( ~. خُ. کَ دَ ) (مص ل. ) با زحمت زیاد صاحب تجربه شدن.

ویکی واژه

با زحمت زیاد صاحب تجربه شدن.

جمله سازی با استخوان خرد کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 امیرعلی عیوضی (آتیلا پسیانی): راننده کامیون و استخوان خرد کرده زندان، کارش جمع و جور کردن زندانی‌های تازه‌وارد است. عطا را جمع می‌کند و به او نجاری یاد می‌دهد. عیوضی سه نفر را موقع رانندگی در حالت نعشگی زیر گرفته، از بازمانده‌های دو نفر رضایت گرفته و دارد تلاش می‌کند از نفر سوم هم رضایت بگیرد.

💡 در دوران باستان، سوراخ‌هایی در یک فرد دریل می‌شد که رفتاری غیرعادی برای بیرون کشیدن آنچه مردم معتقد بودند ارواح شیطانی است، بود. شواهد نشان می‌دهد که مته‌کاری در دوران نوسنگی، جراحی اورژانسی ابتدایی پس از زخم‌های سر بود برای از بین بردن تکه‌های استخوان خرد شده از جمجمه شکسته و پاکسازی خونی که اغلب زیر جمجمه پس از ضربه به سر جمع می‌شود. حوادث شکار، سقوط، حیوانات وحشی و سلاح‌هایی مانند چوب یا نیزه می‌تواند باعث چنین صدماتی شود. نظریه‌های اصلی در مورد عمل مته‌کاری در دوران باستان شامل اهداف معنوی و درمان صرع، سردرد، زخم سر و اختلالات روانی است.

💡 دستگاه‌های پیشرفته صنعتی در کارخانجات بازیافت، برای استخوان خرد کردن بقایای مواد آلی و تبدیل آن‌ها به کودهای شیمیایی با کیفیت بالا استفاده می‌شوند.

💡 در برخی از فرهنگ‌های باستانی، استفاده از ابزارهای سنگی برای استخوان خرد کردن و استخراج مغز از آن‌ها، یکی از فعالیت‌های روزمره برای بقا بود.

💡 صدای استخوان خرد کردن در آن فضای تاریک و ساکت، لرزه بر اندام هر کسی می‌انداخت که آنجا حضور داشت و جرأت حرکت کردن نداشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران