ابوجعفر ابن امیر حاج

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اِبْن اَمیرِ حاج، ابوجعفر محمد بن حسین حسینی (د ح ۱۱۸۳ق / ۱۷۶۹م )، عالم، ادیب و شاعر شیعی مذهب نجفی است.
نسب وی با ۲۲ واسطه به امام زین العابدین سجاد (علیه السلام) می رسد. از زادگاه و تاریخ تولد و زندگانی او اطلاع دقیقی در دست نیست، جز اینکه نوشته اند وی ساکن نجف اشرف بوده و در همان شهر درگذشته است.
اساتید
درباره استادان و شاگردان وی نیز آگاهی چندانی نیست و تنها محسن امین یکی از استادان وی را، به نام سید نصرالله بن حسین حائری مدرس نام برده است.چند اثر به ابن امیرحاج نسبت داده اند که تاکنون فقط یکی از آن ها به چاپ رسیده است و آن کتاب شرح الشّافیة ابوفراس است که برای ابوسعد عبدالله فخریزاده، قاضی عراق تألیف کرده است. تألیف کتاب در ۱۱۷۴ق آغاز و در ۱۱۸۳ق پایان یافته و سپس به چاپهای متعدد رسیده است.
آثار خطی
آنچه از آثار خطی وی می شناسیم عبارت است از:الایات الباهرات فی معجزات النبی (صلی اله علیه و ال و سلم) و الائمة الهداة (علیه السلام)، که آن را برای سیدنصرالله بن حسین حائری مدرس (استاد خود) به نظم درآورده است. نسخه ای ناقص از این کتاب در کتابخانه شخصی محمدعلی خوانساری موجود بوده است ارجوزة فی تاریخ المعصومین الاربعة عشر، که به گفته آقابزرگ ضمن مجموعه ای در خزانه کتب آل عیسی عطار در بغداد موجود بوده و خود او آن را دیده است. این کتاب با عنوان منظومة فی تواریخ الائمه (علیه السلام) نیز یاد شده است؛ تاریخ نورالباری، دیوان شعری است در تاریخ اهل بیت که آن را بعد از کتاب الایات الباهرات در اواخر عمر در ۱۱۷۷ق سروده و در پایان آن ارجوزه ای راجع به سلسله نسب فخریزاده آورده است. نسخه ای از آن در مکتبه شیخ محمد سماوی موجود است و آقابزرگ آن را دیده و نوشته است که گویا به خط خود ناظم است. وی در مقدمه مآثر، خود را «شاعر آل رسول الله » خوانده است مآثر آباءِ خاتم الانبیاء که درباره معرفی نیاکان پیامبر (صلی اله علیه و ال و سلم) است نسبت آن حضرت را با ۴۹ واسطه به حضرت آدم رسانده است. نسخه ای از این کتاب به خط ابوالقاسم شریف اصفهانی مازندرانی در ۱۲۷۱ق به شماره ۶۲۲۵ در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است؛ نفثات المصدور، که نسخه ای از آن در کتابخانه محمد سماوی محفوظ است.

جمله سازی با ابوجعفر ابن امیر حاج

💡 به‌نوشتهٔ ساشادینا دغدغهٔ اصلیِ بزرگانِ شیعه در این زمان اثبات وجودِ واقعیِ فرزندِ حسن عسکری و معرفیِ او به‌عنوانِ امام غایب به شیعیان بود. با کوشش‌های شماری از متکلمان و محدثانِ شیعهٔ امامی مانند ابوسهل نوبختی (و. ۹۲۳ م)، ابوجعفر ابن قِبَه (و. حدود ۳۱۹ ه‍.ق)، کلینی (و. ۳۲۹ ه‍.ق/۹۴۱ م)، نعمانی و به‌خصوص ابن بابویه (و. ۳۸۱ ه‍.ق/۹۹۱ یا ۹۹۲ م) اثر ارزندهٔ او کمال الدّین که معمار و تبیین‌کنندهٔ نظریه امام غایب و دورانِ غیبت و ظهورِ منجی‌بخشِ امام غایب است، این هدف حاصل آمد. در این زمان کلینی در احادیثِ بابِ غیبتِ کتابِ اصول کافی، که در خلالِ این دوره گردآورده‌بود، به موضوع غیبت و علت آن پرداخته‌است. به‌خصوص نعمانی در کتابِ الغیبة (نعمانی) به تبیین نظریهٔ غیبت از طریقِ احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحاتِ «غیبتِ صغریٰ» و «غیبتِ کبریٰ» را به کار برد. پس از وی ابن بابویه (و. ۹۹۱–۹۹۲ ه‍.ق) در کتاب کمال الدّین در خصوص گردآوریِ احادیثِ مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید. به‌گفتهٔ عبدالعزیز ساشادینا[یادداشت ۴] در فاصلهٔ زمانیِ نوبختی و هنگامی که شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه‍.ق/۱۰۲۲ م) مطالب خود را دربارهٔ امام دوازدهم ارائه داد، موضوعِ جانشینیِ حسن عسکری در بینِ شیعیان امامی جا افتاده بود. به هر شکل، تا سال‌های پایانی غیبت صغری، مصادف با دههٔ سی و چهل قرنِ دهم میلادی اکثریتِ شیعهٔ امامیه، امامتِ امام دوازدهم از نسلِ حسن عسکری را پذیرفته بودند.

💡 گذشته از همه اينها اگر كار جمع آورى و ترتيب سوره هاى قرآن در زمان پيغمبرصورت نگرفته باشد و چنانچه عده بسيار اندكى بدون دقت و رسيدن به كنه مطلبپنداشته اند بعد از در گذشت آن جناب صحابه آن را بر اساس نظر خود مرتب كردهباشند، ديگر فرموده خداوند: (فاتوابسور) (بعشرسور)(31) و ماننداين دو آيه مفهومى ندارد.سيوطى در اتقان،فصل نخست از نوع هيجدهم گويد: اجماع و روايات مترادف بر اين دلالت دارند كه ترتيبنزول است و ترديدى در آن نيست و بسيارى از علماء آن را در آثار خود آورده اند از جملهزركشى در البرهان ادعاى اجماع كرده و ابوجعفر ابن الزبير در كتاب مناسبات خود چنينگفته است: ترتيب آيات و سوره هاى قرآن به توقيف و آگاهى خود پيغمبر و فرمان اوانجام شد و در اين مورد بين مسلمين خلافى نيست.(32)